امیرمحمدجانامیرمحمدجان، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

امیرمحمد امپراطور کوچک ما

پند مادر

امیر ! ای کودک دردانه من چراغ تابناک خانه من صفا آوردی مشتاق دیدار امیرم! منتی برما نهادی که پا بر دیدهء مادر نهادی به تو گفتم در اینجا پای مگذار عنان مرکب خود را نگهدار در این سامان بغیر از شور و شر نیست شرافت جز بدست سیم و زر نیست شرف اصلا خریداری ندارد نجابت هیچ بازاری ندارد همه درنده یک سر دو گوشند همه گندم نما و جو فروشند عبادت جای خود را بر ریا داد صفا و راستگوئی از مد افتاد جوانمردان تهی دست وتهی پای لئیمان را بساط عیش بر جای نصیحت ها ترا بسیار کردم مواعظ را بسی تکرار کردم که اینجا پا منه کارت خراب است مبین دریای دنیا را همچو سراب است ولی حرف مرا نا شنیدی ز حوران بهشتی پا کشیدی قدم را از ع...
30 خرداد 1391
1